این پست را پراکنده می نویسم !
بعضی وقتها که می گذره ، به خودم می گم کاش اون لحظه فلان کار رو کرده بودم ، کاشکی بعضی وقتها می شد زمان رو تغییر داد .. اون زمان که مدرسه می رفتم ، بزرگترها می گفتن قدر این لحظات رو بدون .. ولی محل نمی زاشتم . اون موقع نمی دونستم اگر من دعا می کنم که زود بگذره ، این عمر منه که زود می گذره ... گاهی البوم عکس قدیم رو که نگاه می کنم .. دوستام .. معلمام .. اینا رو که نگاه می کنم ، دلم تنگ می شه .. هر چند الان به لطف شرکت ، خیلی هاشون رو می بینم .. وقتی میان دفتر کلی تجدید خاطره می کنیم .. الان هم که میرم دانشگاه همون حکایته ...
قلعه نوعی تمام بازیکنایی که می خواسته تقریبا گرفته ، سیا کولی هم برگشته تا با اون تکلای خرکیش پدر لنگی ها رو در بیاره ! امسال ژنرال اومده که پرسپولیس رو شلاق بزنه ! اومده که سوراخ سوراخ کنه .. ! در ضمن استقلال اف سی هم داره راه می افته ! ( حاج محمود التماس دعا ! )
با مجتبی چند سالی تو شرکت همکار بودیم که تو این مدت خالصانه همکاری کرد باهامون .. متاسفانه چند وقت پیش مجبور شد بره خدمت مقدس سربازی .. اهل ابادان ولی سفید و تپل و مپل بود ( قابل توجه قزوینا ! ) ۱ماهی از سربازیش می گذره که مرخصی ۲ روزه گرفته و صاف اومده بوشهر ! بیچاره شده بود تیره و لاغر ! از خاطراتش تعریف می کرد و ما هم بهش می گفتیم مرد میشی و از این حرفا .. ،می گفت تنها چیز خوبی که اونجا هست ، غذاست .. می گفت حداقلش اینکه غذات دیگه ساندویچ و اینا نیست .. شکر خدا از ما که گذشت ... ! حیفم اومد عکسی که باهاس گرفتم رو نزارم اینجا !

بعد از مدت ها دوباره به صنعت مرغ عشق رو اوردم .. ۲ یا ۳ سال پیش ۱۰ تایی داشتم که همشون رو ازاد کردم .. ولی این دفعه حساب شده می رم جلو !!
پ .ن : محمد نوری را عشق است !